تبلیغات
<بصیرت و حقیقت - کعبه نزد اقوام و ادیان مختلف
 
بصیرت و حقیقت
هنوز برای تازه شدن دیر نیست...
                                                        
درباره وبلاگ

"بسم الله الرحمن الرحیم"

در اینجا ما به دنبال حقیقت میگردیم.
حقیقتی که باورمان باشد نه شعارمان.
ایا حقیقت به سراغمان خواهد امد یا خود باید پی ان بگردیم؟!
به امید ان روز که نور حق را فهمیده و با کمک ان به سایه بصیرت برسیم...
در اینجا ما به دنبال موضوعات شخصی و پیروی کردن بدون چون و چرا از شخص خاصی نیستیم بلکه از تفکرات درست و حقیقی استقبال و قدردانی میکنیم.
امید که این عمل کوچک در راستای رضای خداوند و کمک به فهم ضرورت ظهور و رضای حضرت ولی عصر (عج) وکمک به اسلام ناب و مسلمین و حق طلبان جهان قرار گیرد.



با نظرات و پیشنهادات خودتون مارو در راستای بهتر کردن مطالب یاری کنید.
با تشکر مدیریت سایت

توجه 1: کپی برداری با ذکر منبع مجاز میباشد.

توجه 2: برای استفاده بهتر از وبلاگ ترجیحآ از مرورگر های بروز مانند 9,IE 8 یا از مرورگرهای بروز Google Chrome یا Mozilla Firefox استفاده کنید.




مدیر وبلاگ : امین هنر

نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جنبش سایبری 313

همیاران جنبش مصاف

به نام خدا ، به یاد خدا ، برای خدا کلیک کنید

عصر ظهور

طرح بیعت منتظران با امام زمان (ع)

(بسم الله الرحمن الرحیم)

(وَ أَذِّن فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجَالا وَ عَلَی كُلِّ ضَامِر یَأْتِینَ مِن كُلِّ فَجّ عَمِیق) (حج: 27); و در میان مردم برای (ادای) حج بانگ برآور تا (زائران) پیاده و (سوار) بر هر شتر لاغری ـ كه از هر راه دوری می آیند ـ به سوی تو روی آورند.

 کعبه نزد اقوام و ادیان مختلف


بانگ دعوت ابراهیم خلیل(علیه السلام) از بام تاریخ به گوش می رسد كه همه انسان ها را به انجام فریضه حج دعوت می كند. ابراهیم، برپاكننده بیت العتیق، با دستان آسمانیش خانه ای ملكوتی بنا می كند كه دل هر بیننده ای را مجذوب عظمت و معنویت خود می كند. تاریخ كعبه، تاریخ فراز و فرود پرستش خدا در زمین می باشد. زمانی عده ای با كمال خلوص و صفای دل در كنار آن به بندگی و عبادت مشغول بودند و آنجا را برای زائران و مجاوران آماده می كردند، زمانی عده ای كعبه را بت كده خویش كرده و پرستش هوا و هوس می كردند; دوباره كعبه از وجود چنین الهه های دروغین پاك گردیده و پرستش گاه دوباره خداپرستان گردیده است.

 

شهر مكه در عصر جاهلیت، مركز تجاری، و از این رو، مورد توجه بود و از اقصی نقاط عالم برای خرید و فروش بدان مكان می آمدند. در عین حال، این شهر برای جهانیان آن زمان، دارای ارج و منزلتی معنوی نیز بوده است. آیات و روایات به روشنی بیان می كنند كه این شهر مركز معنوی بوده و كعبه ارج و منزلتی خاص نزد اقوام مختلف داشته است. برای مثال، به دو نمونه اشاره می كنیم:

 

الف. آیه 27 سوره حج بیان می كند كه حضرت ابراهیم(علیه السلام) مأمور به دعوت مردم آن زمان به انجام مراسم حج شده است.

 

ب. آیه 96 سوره آل عمران می فرماید: (إِنَّ أَوَّلَ بَیْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَ هُدًی لِّلْعَالَمِینَ.)این آیه به گفته برخی از مفسّران هم دلالت بر جنبه معنوی كعبه می كند و هم جنبه مادی آن; یعنی، واژه «مباركاً» (خیر كثیر) بر جنبه مادی اشاره دارد و واژه «هدی للعالمین» بر جنبه معنوی.

 

این مقاله در صدد است این مسئله را پی گیری كند كه تا چه اندازه از نظر اسناد و مدارك تاریخی این امر قابل تأیید و اثبات است. از این رو، مقاله ابتدا به جایگاه كعبه در نزد ملت های آن زمان می پردازد و سپس، به جایگاه كعبه نزد ادیان و مذاهب مطرح در عصر جاهلی نظر خواهد افكند.

 

كعبه نزد ملت ها

1. اعراب

پیش از ظهور اسلام، خانه خدا نزد اعراب ارج و منزلتی رفیع داشت و برای عرب هیچ معبدی همانند كعبه دارای عظمت و منزلت نبود; زیرا آن را خانه خدا می دانستند1 و از هر سو به زیارت آن می آمدند و آن را بنای ابراهیم خلیل(علیه السلام)می دانستند. حج جزو دین عرب بود كه با عامل توارث در بین آن ها باقی مانده بود.2 حتی می گویند كعبه پیش از اسلام، در طول 27 قرن نزد اعراب دارای جایگاهی رفیع بوده است.3

 

از جمله شواهد بر این مسئله، قرار دادن بت های بزرگ در كعبه بوده است.4 در واقع، چون كعبه برای اعراب دارای ارزش و منزلتی رفیع بوده، بت های بزرگ خود را در آن قرار می دادند و با تعظیم كعبه، آن بت ها را نیز تعظیم می كردند.

 

2. ایرانیان

كعبه در نزد اقوام مختلف ایرانی دارای ارج و منزلتی خاص بود و اسلاف ایرانیان (فُرس) برای زیارت كعبه و طواف آن عازم سرزمین حجاز می شدند و برای كعبه هدایا می فرستادند. برای نمونه، ساسان فرزند بابك اردشیر حج بجا آورد و آب زمزم را مزمزه كرد. حتی گویند به خاطر همین، چاه زمزم به «زمزم» معروف گشته است.5

 

در اشعار عربی قدیم چنین آمده است:

زمزمت الفرس علی زمزم***و ذاك من سالفها الاقدم

 

این بیت خود گواه بر رواج داشتن زیارت كعبه و نوشیدن از چاه زمزم است. بعضی از شعرای ایرانی پس از ظهور اسلام، زیارت و طواف كعبه را پیش از اسلام برای خود افتخار می دانستند مانند:

و مازلنا نحج البیت قدماً*** و نلقی بالاباطح آمنین

و ساسان بن بابك سارحتی***اتی البیت العتیق یطوف دنی

فطاف به، و زمزم عند بئر***لاسماعیل تروی الشارین

 

همچنین در تاریخ آمده است كه ایرانیان هدایای نفیسی برای كعبه می فرستادند. مثلا، ساسان بن بابك دو غزال از طلا و شمشیرهایی از جواهر، و طلاجات زیادی برای كعبه فرستاد.6

 

شاید دلیل تعظیم و احترام حج توسط ایرانیان بدین خاطر باشد كه بعضی از ایرانیان گمان می كردند روح هرمز در كعبه حلول كرده و شاید به همین دلیل طواف و حج آن را بجا می آوردند.7

 

3. یمنی ها

یمنی ها مانند سایر مللی كه با سرزمین حجاز در ارتباط بودند، برای كعبه اهمیت و ارزش خاصی قایل بودند و برای انجام مراسم حج بدان سرزمین مسافرت می كردند.8 در تأیید این مسئله نیز می توان گفت:

 

الف. در سنگ نوشته هایی كه در مسجدالحرام دیده شده است، به نوشته هایی برمی خوریم كه نشانگر این است كه قبایل یمنی در ایام جاهلی حج بجا می آوردند و ارتباط آنان با مكه بسیار وثیق بوده است. فكتور سحاب چنین نقل می كند: «ان الفا كهی لاحظ كتابة علی الحجرالاسود فدونها رسماً و كانت فیها حروف من ابجدیة عربیة جنوبیة قال كستر انهاحمیریة و انها تدل علی ان القبائل الیمنیه كانت تحج مكه فی الجاهلیة و ان العلاقات بین مكة و الیمنین كانت وثیقة.»9

 

ب. مسئله پوشش كعبه، كه یك سنت دیرینه می باشد،به اسعد ابوكرب كه از اهالی تبع از قبائل یمن می باشد برمی گردد.10 و این امر خود گواه بر ارج و منزلت كعبه نزد آنان است.

 

ج. شواهدی وجود دارد كه طلسی ها، كه بین حمس و حلّه زندگی می كردند، برای زیارت به مكه می آمدند. یكی از محققان چنین آورده: «تتحدث المصادر الاسلامیة العربیة عن منزلة الطلس و هولاء هم سائر اهل الیمن و اهل حضر موت و عك و عجیب و ایاد بن نزار... و كان الطلس فی قول ابن حبیب»11: یصنعون فی احرامهم ما تصنعه الحلة و یصنعون فی ثیابهم و دخولهم البیت ما یصنه الحمس و كانوا لایتعرون حول الكعبه و لایستعیرون ثیاباً و یدخلون البیوت من ابوابها و كانوا لایئدون نباتهم و كانوا یقفون مع الحلة و یصنعون ما یصنعون.

 

و لاشك فی ان عقیدة الطلس التی كانت قائمه برضوح قبیل الاسلام تدعل علی ان الیمنیین الذین دانت لهم العرب طویلا و تزعموا قوافل التجارة احقاباً من الزمن اعترفوا لمكة بالزعامة الدینیة و السیاسة و التجاریة فی اواخر القرن المیلادی السادس علی الاقل و ربما مبدا هذا الاعتراف نشأ بعد سقوط مملكة الحمییرین فی سنة 525 م و تعاظم لدی هزیمة ابرهة و زوال الحكم الحبشی هناك.12

 

4. رومیان

نزد رومیان نیز كعبه دارای قداست و منزلتی خاص بوده است. فاكهی در كتاب اخبار مكه به نقل از یكی از اسرای مسلمان، كه در سرزمین روم اسیر بود، چنین می نویسد: مرا نزد پادشاه بردند، او از من پرسید: از كدام شهری؟ پاسخ دادم از شهر مكه هستم. گفت: آیا «هزمه جبرئیل» را می شناسی؟ گفتم آری. پرسید: آیا «بره» را می شناسی؟ پاسخ دادم: آری. گفت: آیا نام دیگری برای آن به یاد داری؟ گفتم: آری، امروز به زمزم شهره است. این اسیر مسلمان می افزاید: آن گاه پادشاه از بركت زمزم سخن گفت و افزود حال كه چنین می گویی، ما در كتاب هایمان خوانده ایم كه اگر به مقدار كف دست از آن آب بر سر بریزد هرگز خوار و ذلیل نمی گردد.13

 

همچنین نقل شده وقتی كه اسكندر بر اهل مكه (خزاعه) غلبه پیدا كرد و آن ها را از مكه بیرون كرد، حج بیت الله بجا آورد.14

 

فاكهی از مجاهد نقل می كند: به سرزمین روم رفتیم، در آنجا راهبی بود كه در شب ما را منزل داد. او از ما پرسید: آیا در میان شما كسی هست كه از شهر مكه آمده باشد؟ گفتم: بله. گفت: آیا می دانی میان زمزم و حجر چقدر فاصله هست؟ گفتم: نمی دانم، مگر از روی حدس و تخمین بگویم. گفت: اما من می دانم، آب زمزم از زیر حجر جاری است و اگر نزد من یك مشت از آن آب باشد، دوست تر دارم تا تشتی از طلا داشته باشم.15

 

این اخبار و امثال آن بیانگر این است كه كعبه برای مردم روم دارای قداست و ارزش خاص بوده است.

 

كعبه نزد ادیان و امت ها

به طور كلی، كعبه در كتاب های پیشینیان دارای جایگاه خاصی بوده است. ارزقی از قول وهب بن منبه آورده است كه كتاب های گذشتگان از خواص زمزم سخن گفته اند. وی می افزاید: سوگند به آنكه جان وهب در دست اوست، هر آنكه از زمزم سیر بنوشد، درد از او برطرف گردد و شفا یابد. نظیر آن را از قول كعب الاحبار و كتب پیشین نیز آورده است.16

 

برای روشن شدن جایگاه كعبه در ادیان مختلف، نگاهی گذرا به ادیان بزرگ زمان جاهلی می افكنیم:

 

1. یهود

یهودیان كعبه را تعظیم می كردند و آن را معبدی می دانسته و در آن خدا را طبق دین ابراهیم عبادت می كردند. شواهدی بر این امر وجود دارد:

 

1. طبق قولی چاه زمزم به خاطر مزمزه یهود و مجوس از آب آن، به زمزم معروف گشته است. این خود شاهدی بر این است كه یهودیان برای زمزم و در نتیجه، كعبه ارج و منزلت قایل بوده اند.17

 

2. در كعبه نقاشی ها و تمثال هایی آویزان بوده است; از جمله، تمثالی از حضرت ابراهیم و اسماعیل كه تیرهایی از قمار در دست داشتند. این تمثال ها تا زمان فتح مكه در كعبه آویزان بوده است.18

 

2. نصارا

نزد نصارا نیز كعبه به عنوان محل عبادت خداوند تلقّی می شد. ایشان برای كعبه ارج و منزلتی خاص قایل بودند. شواهدی چند بر این امر تأكید دارند.

 

1. از ابن عباس روایت شده است: «ان الحواریین كانوا اذا بلغوا الحرم نزلوا یمشون حتی یأتوا البیت» یا از ابن زبیر روایت شده كه: «ان الحواریین خلفوا نعالهم حین دخلوا الحرم اعظاماً ان ینتعلوا فیه.»19

 

2. كسانی كه پیش از سال فتح مكه، داخل كعبه را دیده اند، گویند: تمثال حضرت مریم و حضرت عیسی(علیهما السلام) در آن نصب بوده و عیسی در دامن مادر نشسته بود.20 این مطلب را بیشتر روایاتی كه فتح مكه را گزارش كرده اند، بیان شده است.

 

ممكن است گفته شود كه چرا تماثیل حضرت عیسی و مریم(علیهما السلام) در كعبه آویزان بوده با اینكه كعبه در آن زمان جایگاه بت ها شده بود. در پاسخ باید گفت: از جمله علت هایی كه عرب جاهلی بت ها را در كعبه قرار می دادند، نه بدین خاطر بود كه خدا را قبول نداشتند، بلكه بت ها را به عنوان شفیعان خود در خانه خدا (كعبه) قرار می دادند تا به درگاه الهی برای آن ها شفاعت كنند. در واقع، بت ها واسطه بین خدا و مردم بودند. علت دیگر این بود كه آن بت ها را به عنوان الهه های خود می پنداشتند. با این بیان، بعید نیست كه تمثال حضرت عیسی و مریم در كعبه بوده باشند; زیرا مسیحیان نیز به وسیله آن تمثال ها به خدا می رسیدند و حتی از این بالاتر اینكه، آن ها را الهه های خود می دانستند، چنان كه این آیه كریمه بر آن دلالت می كند: (اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَـهَیْنِ مِن دُونِ اللّهِ.)(مائده: 116)

 

در این صورت، معلوم می گردد كه كعبه نزد مسیحیان دست كم برای عده ای كه با حجاز در ارتباط بودند، دارای ارج و منزلتی رفیع بوده است.

 

3. هندو

هندوها معتقدند كه روح در «سینا»، كه اُقنوم سوم از ثالوث بوذی است، هنگامی كه با همسر خود از شهرهای حجاز دیدار می كرد در حجرالاسود حلول كرده است.21 به همین دلیل، هندوها برای كعبه مقامی رفیع قایل بوده و آن را معبدی برای خود به حساب می آوردند.

 

4. صابئین

صابئین نیز به فضل و قداست كعبه معترف بودند.22 صابئین از فرس و كلدانیان معتقدند كه كعبه یكی از خانه های مقدس هفت گانه است. دومین آن «مارس» است كه بر بالای كوهی در شهر اصفهان قرار دارد. سوم بنای «مندوسان» است كه در بلاد هند واقع شده است. چهارم «نوبهار» است كه در شهر بلخ قرار دارد. پنجم «بیت غمدان» در شهر صنعاء می باشد. ششم «كاوسان» است كه در شهر فرغانه خراسان واقع شده است. هفتم خانه ای است در بالاترین شهرهای چین. گفته شده كه كلدانیان معتقد بودند كعبه خانه زحل است; چون قدیمی بوده و عمر طولانی كرده است.23

 

همچنین قاضی عبدالجبار نقل می كند كه صابئین خانه هایی را برای عبادت به عدد هفت ستاره ساخته اند و مدعی هستند كه بیت الله الحرام یكی از آن هاست. علت اینكه این بیت باقی مانده، این است كه بیت زحل رمز بقا و ثبات می باشد.24

 

شاهد دیگر بر این مسئله این است كه حضرت ابراهیم از پیامبران بزرگ مورد پذیرش صابئین می باشد. از این رو، بعید نیست كه آن ها كعبه ای را كه به دست مبارك حضرت ابراهیم ساخته شده است بزرگ شمرند.

 

در پایان لازم است به این مسئله اشاره شود كه بعضی از مورّخان و محققان،25 در مورد جایگاه كعبه نزد سایر ملل و ادیان می گویند: تمام این مطالبی كه گفته شده برآمده از روایات می باشد و ما دلیل و سند تاریخی بر آن نداریم. از سوی دیگر، عواطف نقش زیادی در ظهور این روایات داشته اند.

 

ولی شاید نتوان ادعای این محققان را به طور كامل در تمام موارد پذیرفت; زیرا اولا، تمامی این ادیان كه ذكر شدند از ادیان سامی هستند و برای حضرت ابراهیم(علیه السلام) اهمیت شایانی قایلند و از سوی دیگر، بر اساس كریمه 70 سوره حج كه در صدر مقاله آمده است، حضرت ابراهیم مأمور به دعوت همه مردم برای انجام مراسم حج بوده است. از این رو، بعید نیست كه آن ها برای كعبه اهمیت قایل باشند.

 

ثانیاً كعبه محل عبادت خدا بوده است و اغلب این ادیان به خداوند اعتقاد داشته اند. در نتیجه، بعید نیست كه آن ها هم در بیت الله الحرام به عبادت خداوند می پرداختند.

 

ثالثاً، روایاتی وجود دارند كه بیان می كنند پیامبران پیشین برای كعبه اهمیت قایل بودند و طواف آن را بجا آورده اند. از این رو، بعید نیست كه پیروانشان نیز از آن ها تبعیت كرده باشند.

 

رابعاً، در برخی موارد سند تاریخی بر مسئله وجود دارد كه در مقاله بدان اشاره شده است. خلاصه اینكه، كعبه در بین اقوام و ادیان گوناگون در ایام جاهلی دارای جایگاه رفیع بوده است.

------------------------------------------------------ 

  • پی‌نوشت‌ها
  • 1ـ محمدفرید وجدى، دایرة المعارف القرآن الرابع عشر، ج 8، ص 146.
  • 2ـ سید محمدحسین طباطبائى، تفسیر المیزان، ج 3، ص 559 ذیل آیه 96ـ97 آل عمران.
  • 3ـ محمد رشیدرضا، تفیسر المنار، ج 10، ص 421.
  • 4ـ حسن ابراهیم حسن، تاریخ الاسلام، ج 1، ص 47.
  • 5ـ شهاب الدین ابى عبدالله یاقوت بن عبدالله الحموى، معجم البلدان، ج 4، ص 529.
  • 6ـ مسعودى، مروج الذهب، ج 1، ص 241.
  • 7ـ محمدهادى امینى، تاریخ مكه، ترجمه محسن آخوندى،، ص 58 / محمدفرید وجدى، پیشین، ج 8، ص 148 / محمد رشیدرضا، پیشین، ص 421 / سید محمدحسین طباطبائى، پیشین، ص 559.
  • 8ـ فكتور سحاب، ایلاف القریش رحلة الشتاء و الصیف، ص 308.
  • 9ـ همان، ص 177.
  • 10ـ محمدهادى امینى، پیشین، ص 58ـ60 / جواد على، المفصل فى تاریخ العرب قبل الاسلام، ج 4، ص 17.
  • 11ـ محمدبن حبیب بغدادى، المحبر، ص 179ـ181.
  • 12ـ فكتور سحاب، پیشین، ص 306.
  • 13ـ محمدتقى رهبر، اخبار مكه، ج 2، ص 39، به نقل از مجله میقات حج، ش 31، ص 95.
  • 14ـ ابوحنیفه دینورى، اخبارالطوال، ص 33 و 34.
  • 15ـ محمدتقى رهبر، پیشین، ج 2، ص 48 به نقل از مجله میقات حج، ش 31، ص 94.
  • 16ـ همان، ج 2، ص 53ـ50.
  • 17ـ شهاب الدین ابى عبداللّه یاقوت بن عبدالله الحموى، پیشین، ج 4، ص 529.
  • 18ـ محمدهادى امینى، پیشین، ص 58 / محمدفرید وجدى، پیشین، ج 8، ص 146ـ148 / سید محمدحسین طباطبائى، پیشین، ج 3، ص 559 / محمد رشیدرضا، پیشین، ج 10، ص 421 / شیخ حسین محمدبن الحسن الدیار بكرى، تاریخ الخمیس فى احوال انفس نفیس، ج 2، ص 85.
  • 19ـ شیخ حسین محمدبن الحسن الدیار بكرى، پیشین، ج 1، ص 108.
  • 20ـ محمدفرید وجدى، پیشین، ج 8، ص 147 / محمد رشیدرضا، پیشین، ج 10، ص 421 / گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب، ص 98ـ99، ترجمه سید هاشم حسینى / مجله میقات حج، ش 8، ص 90.
  • 21ـ محمدهادى امینى، پیشین، ص 57 / محمدفرید وجدى، پیشین، ج 8، ص 146 / سید محمدحسین طباطبائى، پیشین، ج 3، ص 559 / محمد رشیدرضا، پیشین، ج 10، ص 421.
  • 22ـ شهاب الدین ابى عبدالله یاقوت بن عبدالله الحموى، پیشین، ج 4، ص 529.
  • 23ـ سید محمدحسین طباطبائى، پیشین، ج 3، ص 559.
  • 24ـ قاضى عبدالجبار، المغنى فى ابواب التوحید، ج 5، ص 152، به نقل از: یعقوب جعفرى، پژوهشى درباره صابئین، ص 158.
  • 25ـ جواد على، پیشین، ج 4، ص 17.
  • شفقنا
  • برگرفته از جنبش سایبری 313




نوع مطلب : بررسی های تاریخی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی، 
برچسب ها : کعبه نزد اقوام و ادیان مختلف،
لینک های مرتبط :




شنبه 25 شهریور 1396 10:19 ق.ظ
Hi I am so excited I found your web site, I really found you by mistake, while I was searching on Bing
for something else, Anyhow I am here now and would just like to say cheers for a incredible post and a
all round interesting blog (I also love the theme/design), I don't have time to look
over it all at the minute but I have book-marked it and also added your RSS feeds,
so when I have time I will be back to read more, Please do keep up the superb work.
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:46 ق.ظ
I'm not sure why but this site is loading extremely slow for me.
Is anyone else having this problem or is it a problem
on my end? I'll check back later on and see if the problem still exists.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر