تبلیغات
<بصیرت و حقیقت - ماجرای ضریح حضرت رقیه(س)و رسول ترک
 
بصیرت و حقیقت
هنوز برای تازه شدن دیر نیست...
                                                        
درباره وبلاگ

"بسم الله الرحمن الرحیم"

در اینجا ما به دنبال حقیقت میگردیم.
حقیقتی که باورمان باشد نه شعارمان.
ایا حقیقت به سراغمان خواهد امد یا خود باید پی ان بگردیم؟!
به امید ان روز که نور حق را فهمیده و با کمک ان به سایه بصیرت برسیم...
در اینجا ما به دنبال موضوعات شخصی و پیروی کردن بدون چون و چرا از شخص خاصی نیستیم بلکه از تفکرات درست و حقیقی استقبال و قدردانی میکنیم.
امید که این عمل کوچک در راستای رضای خداوند و کمک به فهم ضرورت ظهور و رضای حضرت ولی عصر (عج) وکمک به اسلام ناب و مسلمین و حق طلبان جهان قرار گیرد.



با نظرات و پیشنهادات خودتون مارو در راستای بهتر کردن مطالب یاری کنید.
با تشکر مدیریت سایت

توجه 1: کپی برداری با ذکر منبع مجاز میباشد.

توجه 2: برای استفاده بهتر از وبلاگ ترجیحآ از مرورگر های بروز مانند 9,IE 8 یا از مرورگرهای بروز Google Chrome یا Mozilla Firefox استفاده کنید.




مدیر وبلاگ : امین هنر

نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جنبش سایبری 313

همیاران جنبش مصاف

به نام خدا ، به یاد خدا ، برای خدا کلیک کنید

عصر ظهور

طرح بیعت منتظران با امام زمان (ع)

(بسم الله الرحمن الرحیم)

اقای حاج محمد احمدی صائب یکی از شاعر ها و نوحه خوان های اهل بیت عصمت وطهارت می باشد ایشان سال های زیادی با رسول ترک رفاقت و دوستی داشته است.

ماجرای ضریح حضرت رقیه(س)و رسول ترک

 

آقای حاج محمد احمدی در رابطه بابرداشتها و نگاههای ذوقی و ظریفی که رسول ترک نسبت به قضایای کربلا داشته است تعریف می کرد و می گفت: سالها پیش یک ضریحی را برای مرقد مبارک حضرت رقیه(س) ساخته بودند و زمانی که می خواستند آن ضریح را به سوریه منتقل کنند آن را شهر به شهر در یک جاهای قرار می دادند تا مردم بیایند تماشا کنند .

یکبار در تهران نیز مدتی آن ضریح را در حیاط خانه ای قرار داده بودند و مردم دسته به دسته برای تماشا به آن خانه در رفت و امد بودند و البته یک نذر و نیازها و کمکهای نیز می کردند یک روز من نیز برای دیدن و تماشای آن ضریح به آن خانه که در خیابان ری بود رفتم. آن خانه حیاط بسیار بزرگی داشت و دور تا دور حیاط را اتاقهای متعدد احاطه کرده بود. آدمهای زیادی به انجا امده بودند و سرتاسر حیاط و در داخل اتاقها پر از جمعیت بود. ضریح را درست در وسط حیاط قرار داده بودند و مرد و زن در هر گوشه ای که بودند روی به وسط حیاط و آن ضریح داشتند .

من تازه به آن خانه وارد شده بودم  که متوجه شدم حاج رسول نیز در انجا حضور دارد. او در داخل یکی از اتاقها روی به ضریح نشسه بود من هم خودم را به سختی به ان اتاق رساندم و در کنار حاج  رسول بر زمین نشستم. او در حال و هوای خودش فرو رفته بود و با چشم های پر از اشک چشم به آن ضریح دوخته بود و با خودش به آرامی زیر لب زمزمه های داشت بعد از لحضاتی متوجه شدم بسیاری از کسانی که در آن اتاق نشسته اند به دقت مشغول گوش دادن  به زمزمه های حاج رسول بودند. کم کم صدای حاج رسول بلند تر شود و جمعیت زیادی که در نزدیکی های آن اتاق نشسته بودند روی به سوی او کردند و به گریه ها و زمزمه های او  دل داده بودند بعد از دقایقی یک مرتبه حاج رسول از جایش بلند شد  و با صدای بلند و با سوز و اشک فریاد کشید: «چه کسی می گوید اولین زائری که امام حسین را  زیارت کرد جناب جابر بن عبدالا... انصاری است ؟ نه او اولین زائر نبود . همین سه ساله همین دخترک است« جابر بن عبدالله وقتی در روز اربعین به کربلا آمد خاک را بوسید ولی این سه ساله در شب یازدهم محرم در آن تاریکی های شب به قتلگاه رفت و جنازه عریان پدرش امام حسین(ع) را زیارت کرد و بوسید... و گریه و زاری همه آن خانه را فرا گرفته بود. مرد و زن در هر گوشه ای که بودند  به حرفها و ناله های حاج رسول  دل سپرده بودند و اشک می ریختند و ضجه می زدند. حاج رسول دوباره گریان و نالان صدایش را بلند کرد و گفت: ای مردم در این دنیا دو نفر  بوده اند که وقتی از دنیا می رفتند سه نفر از امامان  معصوم بر بالای سر آن دو حاضر بوده اند یکی از آن دو نفر حضرت زهرا(س) است زمانی که خانوم از دنیا می رفت سه امام و معصوم بربالای سرش حضور داشتند حضرت علی(ع) امام حسن(ع) و امام حسین(ع).
ای مردم یک نفر دیگری نیز هست که وقتی از دنیا می رفت سه امام و معصوم بر بالای سرش حاضر بودند و آن شخص  همین سه ساله حضرت رقیه(س)  می باشد. وقتی حضرت رقیه(س) در خرابه شام در حال جان دادن بود یکی امام سجاد(ع) بود که در خرابه حضور داشت و دومین معصوم و امام نیز حضرت امام محمد(باقر(ع) بود که در سنین کودکی به سر می برد ودر آغوش مادرش در آن خرابه شام و در بالای جنازه حضرت رقیه(س) حاضر بود سپس حاج رسول در حالیکه بسیار منقلب شده بود با سوز و گداز و گریه واشک فریادش را بلند کرد و گفت: ای مردم و سومین امام و معصومی که در آن لحضه بر بالای جنازه این سه ساله حاضر بود سربریده ی پدرش امام حسین(ع) بود
  • منبع: مشرق نیوز




نوع مطلب : بررسی های تاریخی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی، 
برچسب ها : ماجرای ضریح حضرت رقیه(س)و رسول ترک،
لینک های مرتبط :




دوشنبه 30 مرداد 1396 07:37 ق.ظ
I am in fact grateful to the owner of this website who has
shared this impressive piece of writing at at this time.
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:21 ق.ظ
I like the helpful information you provide in your articles.

I will bookmark your weblog and test again here regularly.
I'm fairly sure I will be informed plenty of
new stuff right here! Good luck for the following!
شنبه 14 مرداد 1396 12:22 ق.ظ
Thanks to my father who told me about this web site, this website is actually awesome.
جمعه 13 مرداد 1396 04:56 ب.ظ
Great info. Lucky me I found your website by accident (stumbleupon).
I've book-marked it for later!
یکشنبه 8 مرداد 1396 09:56 ق.ظ
Hello, after reading this remarkable paragraph i am as well glad to share my know-how here with friends.
شنبه 7 مرداد 1396 12:19 ق.ظ
It's really a great and useful piece of info.

I'm glad that you just shared this useful information with us.
Please stay us up to date like this. Thanks for sharing.
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:44 ق.ظ
I relish, cause I found just what I was taking a look for.
You've ended my four day long hunt! God Bless you man. Have a nice day.
Bye
سه شنبه 19 آذر 1392 10:03 ق.ظ


سلام دوست عزیز

از شما دعوت می شود جهت شرکت در هفتمین اجرای برنامه حلقه های 40 نفره منتظران برای دعا و نیایش همگانی در روز اربعین حسینی (2 دی ماه 1392) پست زیر را مطالعه نموده و در صورت آمادگی، به جمع ما بپیوندید و با حضورتان آن را نورانی تر کنید:

http://albeyatolellah.blogfa.com/post/109

منتظر شما هستیم؛ حتی به میزان مطالعه این برنامه آسمانی و اظهار نظر شریف تان ...

باعزت و سربلند باشید زیر سایه و پرچم امام زمان (ع)

یا مهدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر